امروز روز جالبی بود. به شکل یه روز معمولی شروع شد، از اینا که زنگ هشدار رو قطع میکنی و هعی خود به خود زنگ میزنه. درحالی که اصلا حس و حال بیدار شدن نداری:/
اما ادامه روز واقعا جادویی بود، مادر بزرگم دوباره حالش بد شده بود بستریش کردن، اولین خبر خوب امروز این بود که قرار پنجشنبه مرخص شن. خیلی خوشحال شدم.
در ادامه جالب تر هم شد. یکی از همکارای کار قدیمیم که حدود سه ماه بود خبری ازشون نبود، برام پیام فرستاد و سه تا لینک فرستاد تا براشون محتوا بزنم:)
این یعنی دوباره برگشتم سر کار؟! واقعا باورش برام سخته. ادامه روزم بعد از انجام کارام به عنوان جشن، صرف دیدن سریال شد.