داستان از امروز صبح شروع شد که با لرز بیدارشدم و گفتم بابا هیچی نیست حتما از پنجره باد اومده. در ادامه عطسه عطسه و بازم عطسه، گفتم هیچی نیست و در ادامه حالم نسبتا بهتر شد.

سر ظهر برای اینکه مادر گرامی خسته نشن، گفتم خودم تنهایی فرش و میشورم. در اینجا بود که عطسه اصلا فرصت نفس کشیدن بهم نمیداد😑 با خودم گفتم حتما حساسیته

اما زمانی که قرص ضد حساسیت انداختم و از لرز مجبور شدم هودی بپوشم، به این نتیجه رسیدم که به به سرما خوردم😂