Destiny

سطرهایی که قصه‌ی من رو می‌گن؛ از اولین قدم تا افقی روشن و پرامید..

عکس هدر

ناعادلانه

امروز مامانم میگفت حوصله اش سر رفته. چون خالم رفته پیاده روی اربعین و مثل هر روز نمیتونن با هم و ببینن یا حرف بزنن.
خوب میدونی خودگرامی تو دلم خندم گرفت. چون تنها کسایی که بیشترین وقتم و باهاشون صرف میکنم تو ذهنم هستن :)
از اون بدتر اینکه از سه تا مردی که واقعا شیفته و عاشقشونم، دوتاشون دیگه تو این دنیا نیستن و یکیشونم که هیچوقت وجود خارجی نداشته. واقعا که ناعادلانه است.
اینم از دردسرهای تخیلات زیاده نه؟!
بیخیال چه میشه کرد. دوست دارم خودگرامی. ماه امروز خیلی درخشان بود، پس هیچ چیز دیگه ای مهم نیست:)

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ ، 1:15

امروزم تموم شد

امروزم تموم شد، حالم امروز خیلی بهتر از دیروز بود. با اینکه از برنامه هام عقب افتادم، هم برنامه کاری و هم برنامه ارشد، اما خوب چندان هم نمیتونم خودم و سرزنش کنم. چون چند وقته چشمم بیشتر از قبل اذیت می‌کنه. امیدوارم دوباره عینکی نشم:/
می‌دونم همه چی تحت کنترات نیست و می‌دونم محدودیت دنیات با وسعت خیالت سازگار نیست. اما خوشحالم که هنوز کناره هم ادامه میدم:)
دوست دارم خودگرامی برای تک تک دلخوشی های کوچیک و بزرگم ازت ممنون

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۲۶ ، 0:14

یه مدت

یه مدت حرف نزدیم مگه نه؟ خوب راستش و بخوای چند وقتیه درگیر یه سری افت و خیزم. درگیر چالش های روانی عجیب و غریبم، بین امیدواری و نا امیدی، بین میل شدید به حرکت و تنبلی و ....
مثل همیشه با این تضاد درونی دوستی میکنم و ازش بیزارم، اما به هرحال مگه خلاصه تعریف شخصیتم همین نیست؟
بیخیال زیادی رسمی و ادبی شد مگه نه؟ دلم برای حرف زدن باهات تنگ شده بود خودگرامی، با اینکه همیشه هستی اما اینجوری حرف زدن باهات یه لذت خاصی داره:)
راستی درسته دارم زیادی تنبلی میکنم اما هم زمان تلاش میکنم از برنامه جا نمونم، برای رسیدن به رویاهای بزرگ، هرچقدر لازم باشه قدم کوچیکی برمیدارم.
حواست بهم باشه :)

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۸ ، 19:28

حس این روزا

دارم دنبال چیزهای ساده میگردم، دنبال خوشی‌های کوچک، پیش‌پا افتاده، دست‌یافتنی، در دسترس... تا هنوز ذوقی هست، تا هنوز اندک اشتیاقی برای لبخند زدن و سرمست شدن از اتفاقات و دلخوشی‌های ساده در سر دارم، تا هنوز در من اندک هیجانی برای زیستن در جریان است. دنبال دلخوشی‌های ساده میگردم، در سفر، طبیعت، نور، گیاه. در هر آن‌چیزی که امروز مرا به وجد می‌آورد و فردا؟ شاید برای دیدن‌شان حتی بازنگردم و پشت سرم را هم نگاه نکنم. باید هر آنچه امروز خوشحالم میکند را پیدا کنم، لمس کنم، در آغوش بگیرم، نگاه کنم، ببویم، ببوسم، مزه مزه کنم. باید طعم تمام دلخوشی‌های بالقوه‌‌ی در دسترس را تا فرصت هست، باتمام وجودم به خودم بچشانم. باید تا توان دارم و جان دارم و میخواهم و میتوانم و امکان دارم، همه چیز را تجربه کنم و تا انتهای تمام قضایا و رویدادها و دلخوشی‌ها بروم. باید🌱ᥫ᭡ چقدر این روزا این شکلیم خودگرامی:) و به شکل عجیبی این حال و دوست دارم.
  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۱۲ ، 1:6

اشتباه تکراری

میدونی خودگرامی گاهی سخت تلاش میکنم یه سری خاطره تلخ و فراموش کنم. یا سخت تر از اون هنرمندای سازنده این اثر عذاب آور رو ببخشم:) جدی میگم، اما چقدر جالبه که بعضیا یه اشتباه رو بارها و بارها تکرار میکنن و حتی نمی‌دونن. خودگرامی واقعا نمی‌دونم این چه مرحله ایه، اما اینبار خنده ام میگیره و عجیب تر که گریه کردن کامل یادم رفته. بیخیال مهم نیست، دورم پر از چیزای کوچیکی کردم که با دیدنشون ذوق میکنم و خوشحال میشم، همین کافیه. راستی برگ انجیری یه برگ جدید داده و خیلی خوشگله، خیلی خیلی زیاد. اووم، عاشقتم خودگرامی، امیدوارم فردا یه روز عالی داشته باشی:)
  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۹ ، 0:1