Destiny

سطرهایی که قصه‌ی من رو می‌گن؛ از اولین قدم تا افقی روشن و پرامید..

عکس هدر

خوب و بد درهم

به معنای واقعی، الان خوب و بد زندگیم در هم شدن.

با اینکه سرم خیلی شلوغه، اما حقیقتا این شلوغی رو دوست دارم، راسته که میگن، فشار کار بهتر از فشار بیکاریه.

خلاصه اینکه

عضو انجمن روانشناسی دانشگاهمون شدم

یه کسب و کار جدید تو تلگرام راه انداختم و دارم تلاش میکنم به درآمد برسونمش.

اینم ادرسش😅

https://t.me/bartarinha3022

کار قبلیم رو همچنان سر سختانه ادامه میدم

کلاس فوربت های پزشکی میرم

و میخوام خوندن برای ارشد و شروع کنم

و میترسم وقت برای تکمیل کتابم نداشته باشم.

اهان راستی بلاخره گوشی خریدم،😁 البته با قرض و صدتا اعصاب خوردی ولی خوب گرفتم، همین عالیه.

سخته ولی این نیز بگذرد

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule سه شنبه ۱۴۰۱/۰۶/۱۵ ، 9:59

راننده های.....

خوب مرگ و به زیبایی دو جا جلو چشمام دیدم یعنی درحدی که یه سلام علیک کردم با اون دنیا و برگشتم. یک وقتایی که خواب تکراریم و میبینم. اونم به این شکل که یه پیرزن با یه صدای وحشتناک با صورتی که نمیبینم کلا قصد کشتنم و داره و هر بار با یه حالت رو به مرگ از خواب میپرم.

در مرحله دوم این هفته مرگ و از همیشه نزدیک تر دیدم، یکی اینکه عمه و شوهر عمه ام قرار بود من و برسونن و راننده شوهر عمه ام بود، یه جوری رانندگی می کرد که مطمعنم تو مغزش پیست مسابقه رو تصور می کرد. در حدی که وقتی به مقصد رسیدم سرم گیج می رفت و حالت تهوع داشتم😐

حالا امروزم کلاسمون لغو شد و مجبور شدم با خاله ام و پسرخاله ام برگردم، البته اصرار کردم که با اتوبوس برم که گوش ندادن و تو ماشین سر هر یه دیقه میگفتم ای کاش پیاده میرفتم اصلا😂 رسما قلبم تو دهنم بود.

رانندگان عزیز خود خفن پندار لطفا اندکی با آرامش برانید😐

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule سه شنبه ۱۴۰۱/۰۶/۰۱ ، 22:40