یه مدت حرف نزدیم مگه نه؟ خوب راستش و بخوای چند وقتیه درگیر یه سری افت و خیزم. درگیر چالش های روانی عجیب و غریبم، بین امیدواری و نا امیدی، بین میل شدید به حرکت و تنبلی و ....
مثل همیشه با این تضاد درونی دوستی میکنم و ازش بیزارم، اما به هرحال مگه خلاصه تعریف شخصیتم همین نیست؟
بیخیال زیادی رسمی و ادبی شد مگه نه؟ دلم برای حرف زدن باهات تنگ شده بود خودگرامی، با اینکه همیشه هستی اما اینجوری حرف زدن باهات یه لذت خاصی داره:)
راستی درسته دارم زیادی تنبلی میکنم اما هم زمان تلاش میکنم از برنامه جا نمونم، برای رسیدن به رویاهای بزرگ، هرچقدر لازم باشه قدم کوچیکی برمیدارم.
حواست بهم باشه :)