راستش دیشب خیلی دیر خوابیدم و تا شب مشغول کار بودم. صبح هم با حرفهایی که درباره ارشد پیش اومد، کلی به هم ریختم اما دوباره برگشتم و به کارم ادامه دادم.
به نظرم زیادی به این سرسخت بودن و ادامه دادن عادت کردم، نه؟!:)
امروز کار رو کمی زودتر تعطیل کردم. با اینکه هنوز کلی کار دیگه داشتم، اما دلم نمیخواست با خستگی ادامه بدم و برای همین کمی به خودم مرخصی دادم. فردا زودتر بیدار میشم و دوباره ادامه میدم.
حالم خوبه. حس میکنم دارم کمکم بخشهای مختلف زندگیم رو سر و سامون میدم. سعی میکنم کمی بیشتر با خودم صادق باشم، حواسم به خودم باشه و تلاش کنم بهتر باشم و رشد کنم.
بعضی وقتها همه چیز سخت و پیچیده میشه. کار میتونه با مسئولیتهای جدید و چالشهای بیشتری همراه باشه، درس و ادامه تحصیل هم همینطور. حتی ارتباطاتمون با دیگران هم ممکنه گاهی چالشبرانگیز و سخت بشه.
میدونی خودگرامی، نمیگم که آمادگی کامل برای روبهرو شدن با هر چیزی که سرنوشت قراره سر راهم بذاره رو دارم، اما خب هنوزم دارم تلاش میکنم و ادامه میدم و فکر میکنم همین مهمه، مگه نه؟!
دوستت دارم بهترینِ من. تایم گذاشتن برای خودت رو فراموش نکن، چون شاید این یکی از بهترین سرمایهگذاریهایی باشه که برای هردومون میکنی، خودگرامی :)