Destiny

سطرهایی که قصه‌ی من رو می‌گن؛ از اولین قدم تا افقی روشن و پرامید..

عکس هدر

به وقت غر- شروع دوباره

خوب بین دوتاشون موندم. امروز شروع کردم به کار اما مدام به در بسته خوردم. ایراد سایت/عدم دسترسی/ واضع نبودن تسک/ سرعت کند نت و وصل نشدن قیلتر شکن. به معنی واقعی این چیزا از 100 ساعت پست سر هم کار کردن سخت تره برام. این وسطم پیام مدیر فنی، سوال پیچ و بدتر کردن به هم ریختگی ذهنم که جای خود دارد.

بعد یه فاصله سه ساعته دوباره برگشتم سر کار، البته با یه آیس کافی جذاب، که امیدوارم همه موانع رو بی اثر کنه...

فردا روز گزارشه و میخوام کارام رو زودتر تموم کنم که بتونم صبح برم بدمینتون. پس بیا تمام تلاشمون رو بکنیم خودگرامی بی نظیر من:)

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۷ ، 17:12

خستگی دوست داشتنی

امروز خواب موندم و به جای اینکه زودتر بیدار بشم، ساعت ۶ از خواب بلند شدم. 🥲

با این حال، رفتم پیاده‌روی و دو. امروز نرمش‌هامون هم بیشتر بود و حرکات پیچیده‌تری انجام دادیم. نتیجه؟ بدن‌گرامی رسماً وارد فاز اعتراض شده و دو طرف پهلوم قشنگ گرفته. 🥲

اما می‌دونی چیه؟

این جنس خستگی رو دوست دارم خودگرامی :)

از اون خستگی‌هایی که آخر روز، به جای کلافگی، یه حس رضایت کوچیک با خودش میاره.

البته یه اعتراف هم دارم؛ سرعت کار خیلی پایینه و همین کلافم می‌کنه. هر چی بیشتر جلو می‌رم، بیشتر مطمئن می‌شم که تولید محتوا رو بیشتر از اصلاح دسته‌بندی‌ها دوست دارم. هم سرعتش بیشتره، هم نتیجه‌ش ملموس‌تره و هم بیشتر با روحیه‌م جور درمیاد.

اما فعلاً قرار نیست غر بزنم و فرار کنم. نه با عجله، نه با فشار آوردن به خودم؛ فقط ادامه بدم.

به هر حال، من و خودگرامی تا اینجای مسیر کم نیاوردیم، از این به بعدش رو هم یه جوری از پسش برمیایم. 🤍🌱

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule سه شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ ، 22:11

خوب تموم شد:)

امروز روز خیلی خوبی بود. حسابی درگیر و مشغول بودم و به شکل عجیبی ازش لذت بردم. پاسیو رو مرتب کردم، اتاقم و خونه رو گردگیری کردم و حتی علف‌های سبزی که توی باغچه حیاط رشد کرده بودن رو وجین کردم.

یه جور حس رضایت قشنگی داشت. انگار داشتم ذره‌ذره به محیط اطرافم نظم می‌دادم و همزمان ذهنم هم آروم‌تر می‌شد. اما از یه طرف، اصلاً فرصت نکردم روی مقاله و اصلاح دسته‌بندی‌ها کار کنم و راستش همین موضوع کمی ناراحتم می‌کنه.

یه ذره هم استرس دارم. احتمالاً فردا باید زودتر بیدار بشم تا شاید بتونم قبل از اینکه مدیر بهم گیر بده، کمی جبرانش کنم. :/

از اون طرف هم از یه دکتر دیگه وقت گرفتیم تا ببینیم چی می‌شه و نظرمون کامل‌تر بشه. به هر حال، من و تو همدیگه رو داریم، خودگرامی. 🤍

و خوب می‌دونی خدا هیچ‌وقت نخواسته ناامید بشیم؛ پس شاید قرار نیست همه‌چیز همیشه راحت باشه، اما کافیه ادامه بدیم.

دوستت دارم خودگرامی، به اندازه‌ی تک‌تک لحظه‌هایی که می‌خواستم بی‌خیال ادامه دادن بشم، اما ناامید نشدم. 🌱

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ، 22:46

شروع امروز

شروع امروز کمی عجیب بود.

همراه پیاده روی خواب موند و منم تنها راه افتادم. راستش حس عجیبی داشت؛ نه لزوماً بد، فقط متفاوت.

البته پدرگرامی از قبل گفته بود: «تنها نرو.» 😅

اما حال روحیم اصلاً ممتاز نبود. چند روزه ترکیبی از کلافگی، استرس و خستگی ذهنی روی هم تلنبار شده و احساس می‌کردم نیاز دارم کمی از این فشار رو از تن و ذهنم بشورم و ببرم.

گاهی آدم دنبال راه‌حل عجیب و بزرگی نیست؛ فقط می‌خواد چند درجه حالش بهتر بشه. الان هم راستش حالم بهتره.

خودگرامی رو دارم، یه پلی‌لیست خوب همراهمه و یه فنجون قهوه کنار دستمه. فعلاً همین‌ها کافیه.

فکر می‌کنم بعضی روزها لازم نیست همه‌چیز عالی باشه. لازم نیست همه نگرانی‌ها حل بشن یا همه کارها سر و سامان بگیرن. گاهی فقط کافیه یه گوشه امن کوچیک برای خودت بسازی و اجازه بدی روز آروم‌آروم جلو بره.

و فعلاً، برای این لحظه، چیز دیگه‌ای لازم ندارم. 🤍

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۵ ، 7:49

امروز بالاخره تموم شد

نمی‌دونم باید بگم می‌تونست بدتر از اینم بشه. یا بگم بدتر از اینم میشد؟!

خسته ام هم روانی و هم جسمی، دکتر گفت قوز قرنیه داری و بسیار شنیده و باید عمل شه، وگرنه نیاز به پیوند قرنیه پیدا می‌کنی و خوب به هر حال باید عینکی بمونم و حذف نمیشه، حتی تو آینده هم نمیشه عمل اصلاح نمره چشم انجام بدم...

خوب اینم از امروز یه خبر عالی برای روان و بودجه مالی مون خودگرامی:)

راستی دوباره کنکور عقب افتاد....

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۴ ، 21:24

استرس فردا

خوب درسته امروز تموم شد، هرچند سخت، در از کلافگی و خسته کننده اما تموم شد.

فقط استرس فردا رو دارم، ساعت پنج وقت متخصص چشم پزشکی دارم و نمی‌دونم قراره چی بگه، نمی‌دونم چی میشه و حسابی دلواپس و نگرانم. یه جور جنس این استرسم با همه استرسای دیگم فرق می‌کنه خودگرامی...

امیدوارم خوب پیش بره و مشکل خاصی نباشه...

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳ ، 22:41

به وقت غر

دلم میخواد حسابی غر بزنم. از همه چی از آخر هفته کلافه کننده ام تا شروع بد امروز. فکر کنم با یه حال آشفته و کلافه کننده، کلی پیام ویرایش و اصلاح بگیری، درحالی که به جای تک به تک ارسال کردن می‌تونستن از قبل بهم اطلاع بدن یا حداقل یه لیست آماده کنن.

نه این که ۱۰ـ۱۵ تا پیام پشت سر هم این و اصلاح کن، اینم تغییر بدی بد نیست ها. خوب من که قبلاً مشخص کرده بودم، کار رو هم اجرا کرده بودم، نه بده گروه طراحی، حالا از دوباره کاری رد شده و داره بیش از ۱۰ بار یه کار و تکرار و ویرایش میکنم:/

شاید تو روز عادی برام سخت باشه اما امروز کلافه ام و این اتفاق هم رسما فلجم کرد، نمی‌دونم چیکار کنم خیلی خیلی به هم ریختم...

  • chat
  • person روانشناس آینده
  • schedule شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳ ، 12:50