امروز خواب موندم و به جای اینکه زودتر بیدار بشم، ساعت ۶ از خواب بلند شدم. 🥲
با این حال، رفتم پیادهروی و دو. امروز نرمشهامون هم بیشتر بود و حرکات پیچیدهتری انجام دادیم. نتیجه؟ بدنگرامی رسماً وارد فاز اعتراض شده و دو طرف پهلوم قشنگ گرفته. 🥲
اما میدونی چیه؟
این جنس خستگی رو دوست دارم خودگرامی :)
از اون خستگیهایی که آخر روز، به جای کلافگی، یه حس رضایت کوچیک با خودش میاره.
البته یه اعتراف هم دارم؛ سرعت کار خیلی پایینه و همین کلافم میکنه. هر چی بیشتر جلو میرم، بیشتر مطمئن میشم که تولید محتوا رو بیشتر از اصلاح دستهبندیها دوست دارم. هم سرعتش بیشتره، هم نتیجهش ملموستره و هم بیشتر با روحیهم جور درمیاد.
اما فعلاً قرار نیست غر بزنم و فرار کنم. نه با عجله، نه با فشار آوردن به خودم؛ فقط ادامه بدم.
به هر حال، من و خودگرامی تا اینجای مسیر کم نیاوردیم، از این به بعدش رو هم یه جوری از پسش برمیایم. 🤍🌱