نمیتونم بگم امروز روز جذابی بود. خوب یه سفر کوتاه به شهری که میشه گفت ازش خوشم نمیاد؛ نسبتا آزار دهنده بود. البته برداشت من از بیزاری از یک شهر مطمعن اشتباهه. باید روش کار کنم اما خوب امروز که نتونستم جلوش رو بگیرم.

البته کارای مفیدی هم انجام دادم، مثل شروع کتاب کنیز ملکه مصر. کتاب جذابیه و تا اینجا ازش خوشم اومده. تونستم کتاب نیمه تاریک دبی فورد و پیدا کنم.

خوب از فردا کلاسا شروع میشه. اندکی استرس دارم. اما میدونم که از پس کنترلش برمیام.

لطفا فردا زود بیدار شو و برنامه بنویس. ماه بعد نباید کم کاری کنی؛)