خوب یه جورایی صبح زودبیدار شدنم باعث شد کلی تو کارا جلو بیفتم. هرچند بعد تحویل گزارشات، کلی کار تاپایان ماه تحویل گرفتم که باید تکمیل بشه. اما خوب من که از چالش کار نمیترسم، شاید یه کم برای چالش های جدید استرس بگیرم اما ادامه میدم، مهم ترین ویژگی من همینه خودگرامی:)

راستی رفتم پیاده رویی و گلفروشی، یه یاس پیچک خوشگل گرفتم که از بوش برات نگم، میخوام تو باغچه بکارمش، فکر کنم خیلی خوب بشه.

در کل روز خوبی بود حسابی با گلا خودم و مشغول کردم و میدونم که فردا قراره کارا رو مرتب کنم. یه جورایی همکار گرامی برای ماه آینده نقشه های بسیار داره که یعنی کار بیشتر...

فقط یه چیزی کمی اذیتم میکرد. میدونی یه جورایی میخواستم تو کنکور وزارت بهداشت شرکت کنم و قبول شم. اما خوب آمادگیش رو نداشتم و شرکت نکردم. یه جورایی حس بدی دارم. اما میدونستم که نمیتونستم بین همه چیزای دیگه اونم پیگیری کنم...

نقشه و برنامه های زیادی برای آیندمون دارم خودگرامی، امیدوارم امسال ارشد و قبول شم:)