نمی‌دونم چرا امروز احساس خستگی میکنم، انگار که به جای اینکه تازه روزم رو شروع کنم، باید بعد یه روز سخت تمومش کنم. یه سری کار دارم که باید امروز انجام بدم اما خوب نمیدونم چطور.

از طرفی حس میکنم ملاقات دیروزم با همکلاسیش از نظر روانی خستم کرده، کلی از نحوه درس خوندنم انتقاد کرد و اینکه رفته تک تک منابع اصلی رو خریده و میگه باید اینا رو بخونیم. نمیخوام گردن ملاقات دیروز عصر بندازم اما خوب به نظرم تاثیر زیادی روم گذاشت، رسما ناامیدی رو بهم تزریق کرد. راستش می‌دونم نباید اهمیت بدم اما خوب نمیشه گفت که میتونم از تاثیر حرفاش فرار کنم.

بیا امروز رو آروم تر پی برنامه رو بگیریم، اما ذهن خودت رو با چیزای عجیب و غریب آزار نده خودگرامی عزیز، دوستت دارم:)