حرف های زیادی برای گفتن دارم، اما خوب نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم، چطور باید بگم و اصلا باید به کی بگم، بنا براین به سکوت ادامه میدم. برمی‌گردم سراغ زندگی با برنامه و بیخیال هر جور چالشی میشم که ممکنه ریسکش درنهایت زندگی اروم و با برنامه ام رو به هم بزنه.

میدونم ریسک یه بخش مهم و هیجان انگیز از زندگیه، اما من نه فعلا چیزی پیدا کردم که آنقدر ارزشمند باشه که براش ریسک کنم و نه آنقدر فرصت و انرژی دارم که سر هر چیز کوچیکی ریسک کنم. پس تو این یه مورد شرمنده خودگرامی، من طرف منطقم:)