خوب یه روز دیگه هم سپری شد. روز خوبی بود تا اینکه، یه سری فامیل سمی به زیبا ترین شکل ممکن داغونش کردن:/
اما خوب بر اعصاب نداشته خود مثلث شدیم خودگرامیم رو به آرامش دعوت نمودم. کمی به گل و گیاهای عزیزم رسیدم و کمی هم مشغول خلاصه کردن جزوه برای امتحان کردم، اما به خاطر نداشتن تمرکز کافی چندان خوب پیش نرفت.
جدا از تمام این غر غر ها؛ خوشحالم یه سری کارا رو پیدا کردم که سری حالم و خوب کنن. درست مثل یه پرتوکل تو بدترین شرایط اوضاع رو روبه راه میکنن.
خود گرامی امروز از برنامه عقب افتادیم، اما خوب فردا روبه راهشون میکنیم :)