امروز روز چرتی بود. از این موضوع خوشم نمیاد، از اینکه درگیر یه جور آشوب درونی باشم. اینکه نمیدونم چمه عصبانیم میکنه، نمیتونم درک کنم نمیتونم بفهمم، چیزایی که حالم و خوب میکرد از امروز صبح امتحان کردم و هیچ تاثیری نداشت.
واقعا چرا اینشکلی شد، برای چی دارم گیج میزنم. چی رو اشتباه فهمیدم...
باید یجوری خودم و درگیر یه برنامه منظم کنم. فکر کنم اینطوری بتونم از شر این حس مسخره راحت شم. حس گیجی، یه حس عجیب که فقط قصد دارم وقت خودم و تلف کنم و تا اخر عمر درگیر یه چرخه ابدی بی انتها بشم که هیچ کار خاصی نکنم.
نمیخوام اینطوری ادامه بدم، دوست ندارم تا اخر عمر هیچ دست اوردی نداشته باشم و فقط وقتم و تلف کنم، نباید.